![]() |
![]() |
|
|
سلام به همه ی دوستای گلم همه خوبن ؟ دیگه ببخشید یه کمی دیرشد دیگه (حالا تو دلتون میگین بهتر اشکالی نداره دیگه مسافرت بودم که دیگه اومد و منم بعد از چند روز آپ می کنم دیگه الان جاتون خالی چه حالی کردم تو این تهران وحشت چه هوایی بــــــــود بعدش میگن تهران گرمه کجاش گرم بود بابا بعد نیمه ی شعبان هم که رفتیم فشم دیگه اونجا که یخ زدیم ولی خیلی حال داد جای همه خالی بود چه دخترایی دیدم اصلن یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی ولی از این پسر خوشتیپا ندیدم خیلی اینور و اونور نگاه کردم
حیف شد واقعن حالا بیخیال دفعه ی بعد ایشالله برق الکترونیک قبول شدم - آزاد بوشهر اما خب دوسش ندارم عمران میخواستم عمران انتخاب ششمیم بود که شانس من اولیشو قبول شدم حالا امسال نمیرم که
بعد سال دیگه میرم آزاد این دفعه عمران هم انتخاب اولی میزنم این افسر راهنمایی رانندگی هم که اعصاب واسه من نزاشته تا الان که اینجا دارم مینویسم ۳بار رد شدم البته من که رد نشدم ردم کردن سر افطار دعا کنین من این لعنتی رو قبول بشم نمی دونم بازم آپ کنم یا نه ولی احتمالن بازم میام مینویسم فعلن که تو خونه افتادم میخورم و می خوابم تپل بودم تپل تر هم شدم دیگه جاتون خالیه الان در آستانه ی انفجارم این روبینیوی نامرد هم رفت منچستر سیتی ها نمی دونم الان چی بنویسم خب خیلی حرفه ها صادق هدایت خوندم "زنی که مردش را گم کرد" پسرایی که قصد ازدواج دارن گل ببو توصیه می کنم دخترا هم حتمن بخونن مخصوصن اونایی که دم بخت هستن
البته آخرش .... دیگه اینکه کلی دلم واسه مدرسه تنگ شده چقدر حال میداد مدرسه خوش به حال همه ی بچه مدرسه ایــــــــــــــــا دیگه ببندم این پستو بسه دیگه زیاد نوشتم شرمنده سرتونم درد اوردم تخریب هموتونم بای |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 21:59 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خوش اومدی عزیزم
کلیک رنجه فرمودی همه در یک زندانیم زندانی زمانیم حلقه ای از یه زنجیر سلسله ی انسانیم |
|
RSS
|