![]() |
![]() |
|
|
روزی می آید
که من تنهایی ام را با او تقسیم کنم تا عشق را در او ضرب کنم مهر را به توان برسانم و غم را جذر کنم یأس را هم به زیر رادیکال خواهم برد و امید را فاکتوریل خواهم کرد دلم را با او جمع می کنم و از دنیا کسر می شوم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 14:20 توسط احسان |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 14:3 توسط احسان |
|
|
زندگی اجبار است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر تو تکرار است...جدائی دشوار است...کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:53 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خوش اومدی عزیزم
کلیک رنجه فرمودی همه در یک زندانیم زندانی زمانیم حلقه ای از یه زنجیر سلسله ی انسانیم |
|
RSS
|